English
اطلاعات تماس
 
تلفن: 09398897655 (صرفاً واتساپ)
نمابر: 81032200 021 98+
آدرس دبیرخانه: تهران: کریمخان زند، نبش شهید عضدی(آبان شمالی)، پلاک 76 طبقه دوم، شماره 212 .............................................. کانال تلگرام : https://telegram.me/IISAchannel شماره تماس ضروری: 09398897655 (صرفاً واتساپ)
پست الکترونیکی: iisa.centraloffice@gmail.com
کد پستی: 1597633144
مشاهده خبر
گزارش مشروح مباحث مطرح شده در نخستین نشست "منازعه قره باغ و تاثیر آن بر امنیت ملی ایران و ثبات در منطقه قفقاز"
نخستین نشست از سلسله نشست های سه شنبه های روابط بین الملل را با عنوان منازعه قره باغ و تاثیر آن بر امنیت ملی ایران و ثبات در منطقه قفقاز با سخنرانی دکتر سید مطهره حسینی (استاد دانشگاه پیام نور واحد البرز) و با عنوان تحلیل زمینه ها و ریشه های تاریخی مناقشه قره باغ و دکتر پرویز امامزاده فرد( پژوهشگر روابط بین الملل و استاد بازنشسته دانشگاه آزاد) و با عنوان جهت گیری سیاست خارجی و نقش میانجی گرانه ایران در قبال حل مناقشه و دستیابی به صلح  در قالب اسکایپ وبینار در روز سه شنبه، 22 مهر ماه ۱۳۹۹ ساعت 17 تا 18.30 برگزار گردید.
 
منابع ارمنی و آذری و روایت های متفاوت تاریخی منازعه
خانم دکتر مطهره حسینی به عنوان سخنران اول بیان داشت که سخنرانی من بیشتر به عنوان تاریخ مناقشه قره باغ آماده شده است و وقتی به تاریخ مراجعه می‌کنیم، یک بخشی از تاریخ وقایع قره‌باغ به وقایع سال‌های ۱۹۱۸ به بعد برمی‌گردد. این مساله را وقتی باز می‌کنیم می‌بینیم باید برگردیم به تاریخ پیش از آن وقایع و قبل از ۱۹۱۸ به قبل بسیار مفصل بوده و فرصت و بحثی و مجالی مختص به خود را می‌طلبد. وقتی که ما درباره قره‌باغ صحبت می‌کنیم، چند موضوع وجود دارد و مهم‌ترین مساله این است که دقیقا مرزهای قره باغ کجاست؟ و مساله‌ای که وجود دارد این است که زمانی که ما مرزهای قره باغ را تعیین می‌کنیم، این است که حالا قره‌باغ متعلق به آذربایجان است و یا ارمنستان؟ و وقتی که این مساله را روشن کنیم، بعد وارد تاریخ قره‌باغ می‌گردیم و جنگ‌هایی که اتفاق افتاده است و این که بالاخره قره‌باغ متعلق به کدام یک بوده است و چرا به این شکل بر سر آن جنگ است و در این مساله یک نکته مهم وجود دارد که محدوده قره‌باغ کجا قرار دارد؟ و در محدوده قره‌باغ پرسش هایی که به وجود می‌آید این است که ارمنستان کجا بوده و چه زمانی تشکیل شده است؟ و آذربایجان کجا بوده و چه زمانی تشکیل شده است؟ تا بعد بتوانیم مشخص کنیم که قره‌باغ چه قسمتی از آن متعلق به آذربایجان است و کدام قسمت آن متعلق به ارمنستان است. و من تلاش می‌کنم به این پرسش ها طی صحبتم پاسخی داشته باشم. بحران قره باغ در قرن بیستم و از سال های ۱۹۰۴ و ۱۹۰۵ شروع شد، یعنی از زمانی که روسیه درگیر تنش های پیشا انقلاب شد و تا زمانی که انقلاب کبیر روسیه اتفاق افتاد و دقیقا در سال ۱۹۱۸ و از زمان رخ دادن انقلاب کبیر روسیه تا سال ۱۹۲0 و ۱۹۲۱ شاهد هستیم که جنگ نخست قره‌باغ اتفاق می افتد، و طی آن آذربایجان منطقه قره باغ را به خود پیوست کرد و منطقه قره‌باغ زیرمجموعه ی جمهوری آذربایجان شناخته شد و از طرف حکومت شوراها و یا شوروی هم این این امر شناخته شد و با فروپاشی حکومت شوروی در دهه ۱۹۸۰ یک بحران دیگر شروع شد وآذری ها ارمنی ها را متهم می‌کنند که آنها را کشتند و بحرانی که در سال ۱۹۸۸ شروع شد منجر به تصرف بیشتر مناطق قره‌باغ که آذری نشین هم بودند، توسط ارمنستان گردید و جمعیت آذریان یا از آن مناطق رانده شدند و یا کشته شدند و به یک منطقه ارمنی تبدیل شد و اکنون این منطقه در تصرف ارمنستان قرار دارد و پس از آن شاهد زد و خوردهای پراکنده بین طرفین بوده ایم، تا جنگ اخیر که رقم خورده است. زمانی که منابع خودم و نیز منابع آذری و ارمنی را دیدم، طبیعتا منابع آذری بخشی از واقعیت ها را بنا می کنند و منابع ارمنی هم بخشی از واقعیت را بیان می کنند و بخش هایی از واقعیت را هیچ کدام بیان می کنند و من تلاش کردم که با منابع خودم و منابع این دو کشور، واقعیت ها را تا حدودی استحصال کنم و مساله این است که بحران از کجا شروع شد، بحران به شکل مدرن از آن جایی آغاز شد که جمهوری آذربایجان تشکیل شد و جمهوری آذربایجان پس از انقلاب روسیه بود و از سال ۱۹۱۸ به بعد که جمهوری آذربایجان تشکیل شد و قره باغ را به خود ملحق کرد و این موج آذری کشی  و ارمنی کشی در این منطقه قره باغ اتفاق افتاد و در این منطقه در واقع یک جریان بسیار خانمان سوز و یک جریان بسیار وحشیانه متاسفانه اتفاق افتاد، که در نتیجه آن قره باغ ملزم به آذربایجان شد، اتهامی که ارمنی ها می زنند این است که ما چیزی به نام جمهوری آذربایجان نداریم و آن منطقه را می گویند از قدیم نامش "اران" بوده است و مثل ایران که تا قبل از رضاشاه اسم خاصی نداشت و در بیشتر منابع به عنوان ممالک متحده نام برده میشد و این منطقه نیز خیلی اسم خاصی نداشت. چرا اسم خاصی نداشت؟ چون در این منطقه کشور خاصی نبود و تا قبل از تصرف آن منطقه توسط تزارها، مناطق خان نشین های مختلفی بودند که لزوما به عنوان یک کشور کار نمی کردند و خانه نشین های قره باغ، گنجه، باکو، ایروان و غیره بودند و زمانی که تزار ها آمدند و در این منطقه جنگ کردند با این خان نشین ها وارد تعامل شدند و روش روس ها این بود که وقتی وارد یک منطقه می شدند، در اولین گام آنها این بود که ببینند آیا مردم آن مناطق از ارتش آنها میترسند و یا نه؟ و اگر مردم یا مقامات از ارتش آنها نمی ترسیدند و می خواستند مقاومت کنند سعی می کردند که وارد معامله با سران آن منطقه بشوند و تقریبا تمام آن مناطق را با معامله با این سران به دست آوردند و این معاملات هم داستان های تاریخی مختص به خودش را دارد که با توجه به کمبود وقت، الان قابل طرح نیست.
 پس بحران اول قره باغ در سده ی بیستم با تشکیل آذربایجان شکل گرفت و ارمنی ها مدعی شدند که آذری ها منطقه ای را تصرف کرده اند، که ارمنی نشین است و سوال بعدی که وجود دارد، این است که چرا منطقه قره باغ ارمنی نشین است، ولی جزو خاک آذربایجان است؟ برای پاسخ به این سوال باید به سده نوزدهم و اوایل این سده بازگردیم و به جنگ های ایران و روسیه بازگردیم، تا متوجه شویم که چرا این منطقه قره باغ عمدتا ارمنی نشین است و خاک آن متعلق به آذربایجان است. برای بررسی داستان قره باغ و آسیای مرکزی، ابتدا وارد منابع ارمنی می شویم و پس از آن وارد منابع ترکی و فارسی می شویم.
 بر اساس تاریخ هایی که ارمنستانی ها نوشته اند، دو منبع کمتر جانبدارانه است، یکی کتاب تاریخ آرساق است، که بر اساس این منبع در قرن ۱۶ میلادی، کلا حاکمانی که در ایران وجود داشتند، و نیز صفویان که در حال تحکیم قدرت خویش بودند، برای این که بتوانند آن منطقه قفقاز را در دست بگیرند، بیشتر به هدف مقابله با دشمن اصلی خویش یعنی عثمانی بودند و از خصوصیات و از چند سیاست استفاده کردند، یکی از این سیاست ها این بود که با حکمای محلی متحد می شدند، که عموما ارمنی ها بودند، بر اساس منابع ارمنی ها، عموما ارمنی ها از ترس عثمانی ها که به شدت دشمن ارمنی ها بودند، می خواستند خاک ارمنی ها را گرفته و آن جا را ترک نشین کنند و صفویان با توجه به این موضوع، با ارمنی ها علیه عثمانی ها متحد شده و اتحادهای خوبی هم تشکیل دادند و توانستند در خیلی از جنگ ها و برهه ها در مقابل عثمانی ها پیروز شوند.
 و یکی از کارهایی که صفویان در آن دوره انجام دادند، این بود که کردها را از مناطق مختلف مانند آسیای صغیر و آسیای میانه و حتی از کردستان به منطقه قره باغ کوچ دادند، یکی از مشکلاتی که بعدها به بحران قره باغ دامن زد، حضور کردهایی بود که در آن منطقه بودند و بعدها زمانی که ارمنی ها از صفوی ها ناامید شدند، ارمنی ها با روس ها متحد شدند  و کردها با آذری ها متحد شدند و یک تقابل قوی شدیدی به وجود آمد و مساله این بود که صفویان در این دوره آمدند و تا حد ممکن ترکیبات قومی را در این منطقه تغییر دادند و گروه هایی از ارمنی ها را به داخل فلات ایران و از جمله خراسان کوچ دادند و با این برهم خوردن ترکیب قومی، اقوامی را وارد این منطقه کردند، از جمله یک قوم کرد جنگجو به نام جوانشیر، که الان یک قوم ترک به حساب می آید.
  قوم جوانشیر در منابع ارمنی یک قوم کرد ابتدا محسوب شدند که الان زبان شان تغییر پیدا کرده است و اقوام کردی که در آنجا حضور داشته و زمانی که صفویان قدرت خود را از دست دادند و ارمنی ها برای این که امنیت خودشان را حفظ کنند با روس ها متحد شدند و از جمله قوم جوانشیر داعیه دار قدرت در آن منطقه شد. قوم جوانشیر زمانی که نادرشاه حضور داشت، در واقع قدرت را از قوم جوانشیر گرفت و به محض آن که نادر فوت شد، دوباره قوم جوانشیر توانست با اتحاد با ترک ها و سایر اقوام کرد مانند کنگرلو ها و شاهسون ها، یک قدرت را در آن منطقه به دست آورند و ما شاهد آن هستیم که از این دوره خان نشین های منطقه قفقاز شکل گرفتند و خان نشین هایی در شوشی و تالش و غیره شکل گرفتند و این خان نشین های مهم بعدها و در زمان جنگ های ایران و روسیه تا سال ۱۸۲۶ منحل شده و جزو خاک روسیه تزاری قرار گرفتند.
 در جریان قدرت گرفتن قوم جوانشیر، به هر حال ما شاهد این هستیم که ریشه های برخورد میان ارمنی ها و آذری ها شکل گرفت و ایل جوانشیر آمده و یک اتحاد در آن منطقه شکل داد و اتحادی که در آن بیشتر طوایف ترک بودند و حتی برخی طوایف ارمنی و اتحادی بود که در برابر ارمنی ها قرار گرفت. شاه عباس اول برای آنکه ارمنی ها را کنترل کند، ۵ ملک در آن منطقه شکل داد که این ملک ها استان ها و یا ایالت های خودمختار بودند و این ملک ها، متحد شاه عباس بودند تا زمانی که بخش اعظم این ملک ها به روسیه مهاجرت کردند و تنها "ملکشاه نظیر" ماند و با ایل جوانشیر متحد شده و علیه سایر اقوام از جمله ارمنی ها وارد فعالیت شدند و منطقه قره باغ را به عنوان یک منطقه که متعلق به آذری ها است در دست خودشان نگه داشتند.
 ابراهیم خلیل خان از قوم جوان شیر بسیار مهم است، به این علت که ابراهیم خلیل خان از قوم جوانشیر، یکی از متحدان اصلی ایران در جنگ های ایران و روسیه بود، که در میانه میدان آمده و با روس ها متحد شده و شیوه روسیه این بود، که به سران اقوام و ایلات می گفت که چنان چه با ما متحد شوید، ما حکومت را برای شما و فرزندان شما در این منطقه تضمین می کنیم، چنان که که در عهدنامه گلستان و ترکمانچای هم این اتفاق افتاد و حکومت را برای فرزندان عباس میرزا تضمین کردند، ولی بعد که بر آن منطقه تسلط یافتند، سران روس را بر آن منطقه می گماردند و بلافاصله آن خاندان حاکم را به عنوان گروگان یا میهمان به سن پترزبورگ و یا مسکو می فرستادند و اینجا ابراهیم خلیل خان در انتهای راهش متوجه این قضیه شد و وقتی که او نامه به ایران داد که به ایرانی ها برگردد، روس ها او و خانواده اش را قتل عام کردند و از همین جا زمینه تقابل ارمنی ها و آذری ها فراهم شد.
 ارمنی ها در تمامی این اتفاقات، به عنوان سرباز یا متحد در خدمت روس ها بودند و گمان می کنند که امنیت آن ها در گرو این است که روسیه به عنوان یک کشور مسیحی بیاید و آنها را از دست عثمانی ها و ایرانی ها که به عنوان مهمانان ناخوانده در منطقه حضور داشتند، نجات بدهد و در همین جا و در جریان تنش های اصلی که در منطقه وجود داشت، تنازع ارمنی و آذری شکل گرفت.
 و منطقه قره باغ و منطقه ایروان بر اساس برخی منابع، عمدتا مناطق مسلمان نشین و شیعه نشین بودند و یکی از مستندات آن قرارداد ترکمنچای است که در قرارداد ترکمنچای، ایروان و دو منطقه دیگر نه با جنگ، بلکه به روس ها واگذار شده تا روس ها تبریز را تخلیه کنند و ترکمانچای بعد از منطقه تبریز است و روس ها در سال ۱۸۲۶ تا آن سوی تبریز رفته بودند و در حال حرکت به سمت تهران بودند و از آن جایی که منطقه ایروان در کل جنگ های ایران و روس، هیچ گاه شکست نخورد و به نظر جمعیت اصلی آن شیعه نشین بوده و به ویژه منطقه قره باغ که اصلا قلعه شوشی نبض جنگ به حساب می آمد و به لحاظ موقعیت استراتژیک شوشی، هر کسی که آن منطقه را تصرف می کرد، پیروز جنگ بود.
 و در ترکمنچای، ایروان را واگذار کردند، که حاکم وقت آن یکی از کردهای قزوین بود و داستان های میرزا حسن خان قزوینی و برادرش در این منطقه بسیار معروف است و با اشک و آه و ناله و با درخواست شاه قاجار آن منطقه را ترک کردند، تا روس ها تبریز و منطقه آذربایجان ایران را تخلیه کنند. بنابراین به استناد های مختلف، آن منطقه به عنوان یک منطقه آذری نشین بعد از سالهای ۱۸۲۶ به تدریج جمعیت های آذری ارمنی و روس ساکن شدند.
 بعد از آن چه اتفاقی افتاد؟ بعد از آن که جنگ های ایران و روس، پایان یافت و فرزند ابراهیم خلیل خان از شاه ایران شفاعت خواست و سپس عباس میرزا، شاه ایران شفاعت وی را پذیرفت. و ایلات مختلف آذری را که تعدادشان هم زیاد بود به آن سوی منطقه ارس کوچک دادند و در این کوچ، آذری ها خانه و زندگی خود را رها کرده و به این سوی ارس آمدند، تا در منطقه امپراتوری روس باقی نمانند و طی  آن روس ها و ارمنی ها، شروع به کوچ به ایروان و قره باغ کرده و این مناطق به تدریج و طی سالهای سده نوزدهم جمعیت ارمنی در آن ها افزایش یافت و به همان نسبت که جمعیت ارمنی افزایش می یافت، تنش هم افزایش می یافت و تنش ها، ریشه در جنگ های ایران و روسیه داشت، که باعث یک ترس فوق العاده نزد ارمنی ها و یک تنفر نزد آذری ها بود که سرزمین شان را از دست داده بودند.
 و برخوردها ادامه پیدا کرد، تا وقایع ۱۹۱۷ رقم خورد و از سال ۱۹۰۴ تقابل بین آذری ها و ارمنی ها به نفع آذری ها وجود داشت و چون آذری ها توانستند در وقایع انقلاب روسیه دست بالا را در منطقه قفقاز بگیرند و زمانی که منطقه قفقاز در قرن ۱۸ استان بندی شد، ارمنستان و ایروان عنوان استان محسوب نمی گردیدند و استان کاسپین را داشتیم، که آذربایجان آن را اداره میکرد و گرجستان با مرکزیت تفلیس بود.
 بعدها پنج استان شکل گرفته و آذری ها در طی این سال بیشتر وقایع را در این منطقه مدیریت می کردند و توانستند که خاک های ارزشمند و مهم تری را از جمله قره باغ را به دست بیاورند و قره باغ خاکش از لحاظ تاریخی متعلق به آذربایجان بود، اما پر از جمعیت اقوام ارمنی بود و در طول حکومت شوروی این خاک را در اختیار داشتند تا زمانی که شوروی منحل شد و از ۱۹۸۸ به بعد این بار ارمنی ها بودند که دست برتر را گرفتند و یکسری خونریزی های گسترده در این منطقه اتفاق افتاد.
 
 
اصل ظروف مرتبطه در مناسبات ایران با ارمنستان و آذربایجان
دکتر پرویز امامزاده فرد به دلیل بروز مشکلی فردی امکان سخنرانی مستقیم را در وبینار نیافتند و متن مکتوب خویش را برای وبینار ارسال نمودند و قرائت گردید و بیان این پرسش که با توجه به واقعیت های منطقه ای، چرا ایران در قبال منازعه ارمنستان و جمهوری آذربایجان جهت گیری میانجی گرانه داشته باشد و این جهت گیری چه نقشی در دستیابی به صلح در مناسبات ارمنستان و جمهوری آذربایجان بازی می کند؟
ارمنستان و جمهوری آذربایجان همراه با گرجستان در منطقه قفقاز قرار گرفته اند و قفقاز به مثابه پلی است که ایران را به اروپا وصل می کند. اگر رابطه ایران با این دو کشور و همچنین رابطه ارمنستان و جمهوری آذربایجان با یکدیگر حسنه باشد، ایران از شمال و شمال غرب در یک منطقه ژئوپولیتیک مناسب قرار می گیرد و می تواند از این مزیت در بازرگانی، داد و ستد و مناسبات سیاسی با اروپا تعامل داشته باشد و بهره برداری کند. اما اگر رابطه ایران با این دو کشور قفقازیه خوب نباشد و همچنین رابطه ارمنستان و جمهوری آذربایجان با یکدیگر در تخاصم و منازعه  باشد، آن گاه ایران نمی تواند  از مناسبات سازنده با اروپا بهره برداری کند. حال اگر در ترکیه دولتی با ملاحظات عثمانی گرایی سر کار باشد و یا در روسیه رهبرانی با ملاحظات بیشتر امنیتی بر سر کار باشند، محدودیت استفاده از دسترسی نزدیک با اروپا برای ایران بازهم کاهش می یابد و به نوعی ایران در انزوای ژئوپولیتیک قرار می گیرد. از سوی دیگر، اگر میان دو کشور ارمنستان و جمهوری آذربایجان کوچک ترین جنگی در گیرد بنا به «اصل ظروف مرتبطه»، آتش آن جنگ دامان ایران را هم خواهد گرفت. این موضوع برای زمان هایی که ایران مورد تحریم ایالات متحده می باشد، مصداق بیشتری پیدا می کند. بنابراین، به نفع ایران است که همواره از روابطی دوستانه با این دو کشور برخوردار باشد و همچنین دو کشور ارمنستان و جمهوری آذربایجان در صلح و ثبات سیاسی به سر برند.
در طول بیست سال گذشته پس از فروپاشی شوروی و شکل گیری دولت های جدید حاصل از آن و از جمله ارمنستان و جمهوری آذربایجان، مناسبات ایران با ارمنستان همواره نزدیک و ائتلاف گون بوده، و این در حالی است که مناسبات ایران با جمهوری آذربایجان به خاطر روابط نزدیک این کشور با اسراییل و روحیه بیشتر سازش ناپذیر باکو در قبال تقسیم آب های خزر بیشتر رقابتی بوده است. این نشان می دهد که ایران و جمهوری آذربایجان همان طور که دیلیپ هیرو فرانسوی از رابطه ایران و عراق بعد از طوفان صحرا توصیف کرده بود، "نه دوست"، بلکه فقط "همسایه بودند."
با همه این احوال، واقعیت های جهانی، بین المللی و منطقه ای حکم می کنند که برای رسیدن به صلح میان ایروان و باکو، ایران برای حفظ منافع ملی خود باید با هردو کشور رابطه دوستی نزدیک داشته باشد و در صورت درگرفتن جنگ و یا هر اختلاف میان آن دو، میانجی گری کند.  
در دیپلماسی میانجی گرانه برای صلح میان دو دولت متخاصم، دولت میانجی سعی دارد با گفتگو و تعامل با آن دو دولت توافق صلحی را به هر دو آنها پیشنهاد کند و عملا تحمیل نماید و در عین حال مناسبات خود را با هر دو دولت حفظ کند. دولت میانجی از راه  برقراری صلح میان دو دولت متخاصم نفوذ خود را هم در آن کشورها گسترش می دهد، به طوری که همواره بین مساعی یک دولت میانجی گر برای برقراری صلح میان دو کشور درگیر در جنگ و گسترش نفوذ آن دولت در آن دو کشور رابطه ای مستقیم وجود دارد.
به همین جهت، قدرت های بزرگ و نیز دولت های دیگر  می خواهند از دیپلماسی میانجیگری در مناقشه ارمنستان و جمهوری آذربایجان استفاده کنند، زیرا توانایی و نفوذ آنها را در منطقه و در جهان افزایش می دهد.
در این میان، اتحادیه اروپا، آمریکا و روسیه از قدرت های بزرگی هستند که می¬خواهند از این دیپلماسی در مناقشه ارمنستان و جمهوری آذربایجان استفاده کنند، هر چند هدف های آنها و منافعی را که در میانجیگری دنبال می کنند، با هدف ها و منافع ایران متفاوت است.
هدف ها و منافع اتحادیه اروپا، آمریکا و روسیه 
- اتحادیه اروپا
هدف اصلی اتحادیه اروپا پایان دادن به جنگ به نفع ارمنستان مسیحی و در عین حال حفظ دو کشور ارمنستان و جمهوری آذربایجان به عنوان دو کشور اروپایی است. اتحادیه اروپا به جنگ قره باغ نگاه تقریبا صلیبی دارد، زیرا ارمنستان مسیحی را بیشتر از خود می داند تا آذربایجان مسلمان را. با این وصف، اتحادیه اروپا نیم نگاهی هم به منابع انرژی جمهوری آذربایجان دارد. از سوی دیگر، جمهوری آذربایجان به بی طرفی کامل اتحادیه اروپا به دیده تردید می نگرد.
- آمریکا
هدف اصلی آمریکا پایان دادن به جنگ به نفع ارمنستان مسیحی و در عین حال جداکردن دو کشور ارمنستان و جمهوری آذربایجان از روسیه برای همیشه است. آمریکا هم به این جنگ بیشتر نگرش صلیبی و تمدنی دارد. همچنین نگاهی هم به منابع انرژی جمهوری آذربایجان دارد. آمریکا دو کشور ارمنستان و جمهوری آذربایجان و جنگ میان آن دو را هنوز در قالب مناسبات ابرقدرتی با شوروی زمان جنگ سرد می پندارد. باز، جمهوری آذربایجان به بی طرفی آمریکا در میانجیگری به دیده تردید می نگرد.
- روسیه
هدف اصلی روسیه پایان دادن به جنگ به نفع ارمنستان و در عین حال حفظ دو کشور ارمنستان و جمهوری آذربایجان در حوزه نفوذ سنتی مسکو است. علت علاقه بیشتر روسیه به ارمنستان در مقایسه با جمهوری آذربایجان، جدا از اشتراکات مذهبی دو کشور، که هر دو مسیحی ارتدوکس هستند، این است که ارمنستان از زمان استقلال به این طرف همواره دوست وفادار روسیه باقی مانده است در حالی که جمهوری آذربایجان با آمریکاییان و اتحادیه اروپا مناسبات نزدیک تر برقرار کرده و نشان داده است که روابط بین الملل فقط یک خیابان یک طرفه نیست. بنابراین، جمهوری آذربایجان به بی طرفی روسیه هم به دیده تردید می نگرد.
با توجه به اهداف و منافع مشترک اتحادیه اروپا، آمریکا و روسیه، این قدرت ها برای حل مناقشه قره باغ یک سازمان بین المللی به نام «گروه مینسک» را تاسیس کرده و اهداف و خواسته های خود را در قالب آن، که با ریاست مشترک اعضای اصلی گروه مینسک- روسیه، ایالات متحده و فرانسه- برگزار می‌شود، اعمال می کنند. 
با توجه به این که، از یک سو، گروه مینسک حل بحران قره باغ را مسوولیت خود می داند و از سوی دیگر، برخی از دولت ها با حضور فعال ایران برای حل منازعه قره باغ روی خوش نشان نمی دهند، ایران برای میانجی گری دست تنها است به رغم آن که دو کشور ارمنستان و جمهوری آذربایجان به نقش ایران گرایش بیشتر دارند، زیرا امکان مانور بیشتر را به هر دو کشور می دهد.  با این همه، باز هم به نفع ایران است که میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان گفتگوهای صلح شروع شود و سامان بگیرد. زیرا صلح و ثبات در منطقه قفقاز می تواند زمینه ساز رشد و گسترش روابط تجاری، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی برای ایران گردد که به نوبه خود کمک به بهبود اوضاع تجاری، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی داخلی کند.
در 9 اکتبر 2020، مسکو موفق شد که در پی گفتگوهای طولانی و رایزنی موثر میان  آذربایجان و ارمنستان آن دو کشور را به برقراری آتش‌بس در قره‌باغ وادارد. وزرای خارجه ارمنستان و جمهوری آذربایجان پس از ده ساعت گفتگوی سه جانبه در پایتخت روسیه با برقراری آتش بس در منطقه قره باغ موافقت کردند.
به کفته لاوروف، وزیر خارجه روسیه «جمهوری آذربایجان، و جمهوری ارمنستان با میانجی گری گروه مینسک و بر پایه اصول بنیانی حل و فصل اختلاف‌ها، گفتگوهای اساسی با هدف دستیابی به یک توافق صلح آمیز را در اسرع وقت آغاز می کنند». در بیانیه‌ای مشترک که لاوروف به آن استناد کرد، آمده است که «مختصات آتش بس در منطقه قره باغ به طور جداگانه مورد توافق قرار خواهند گرفت». این بیانیه همچنین اعلام می‌کند که «دو طرف به حفظ چارچوب گفتگوها پیرامون قره باغ متعهد هستند».
ارمنستان از توافق باکو – ایروان برای توقف درگیری راضی است، زیرا این توافق حافظ وضع موجود  و به نفع ارمنستان است زیرا ناگورنو قره باغ را در دست آن کشور نگاه می دارد. از سوی دیگر، جمهوری آذربایجان از این توافق ناراضی است، زیرا به هدف از پیش اعلام شده خود نمی رسد. با وجود بر این، توافق مزبور شانس زیادی برای باقی ماندن دارد زیرا  مورد حمایت سه قدرت بزرگ، روسیه، آمریکا و اتحادیه اروپا، می باشد.
- نتیجه
این دو کشور قفقازی ارمنستان و آذربایجان برای سیاست خارجی ایران از اهمیت زیادی برخوردارند زیرا به مثابه پلی هستند که ایران را به اروپا وصل می کنند. در نبود آنها، و با وجود ترکیه عثمانی گرا و روسیه امنیت گرا، ایران به سختی می تواند از مشکلات منطقه ای فراتر رود و خود را به اروپای لیبرال و آماده تعامل برساند. از ابتدای شکل گیری این دو کشور در اوایل دهه 1990،  مناسبات ایران با ارمنستان بسیار بهتر از مناسبات ایران با جمهوری آذربایجان بوده است. اما توانایی ایران در تعامل با هر دو کشور و میانجیگری میان آنها در طویل المدت بسیار اهمیت دارد زیرا بذر منافع و علائق بیشتر و متنوع تری را در آینده برای ایران فراهم می آورد. در حال حاضر این بذر را کشورهای گروه مینسک درو می کنند که امکاناتی بسیار فراتر از ایران دارند هرچند به میزان ایران مورد اعتماد  دو کشور نمی باشند.
 
تهیه گزارش: بنیامین صادقی(پژوهشگر صلح و مناسبات بین المللی)
 
 
    
 
 
منبع: زوابط عمومی انجمن
تاریخ انتشار: 1399/08/19 - 23:48
دیدگاه ها
شاید مهم ترین انتظار پراگماتیک از یک نهاد علمی- پژوهشی آن است که بیش از آن که تماشاگر ‏موجودیت و سپری شدن عمر خود باشد، در بهره برداری از فرصت ها و خلق آثار و نتایج مثبت، ‏کیاست و کفایت به خرج دهد.‏
شاید مهم ترین انتظار پراگماتیک از یک نهاد علمی- پژوهشی آن است که بیش از آن که تماشاگر ‏موجودیت و سپری شدن عمر خود باشد، در بهره برداری از فرصت ها و خلق آثار و نتایج مثبت، ‏کیاست و کفایت به خرج دهد.‏