English
اطلاعات تماس
 
تلفن: 81032220 021 98+
نمابر: 81032200 021 98+
آدرس دبیرخانه: تهران: کریمخان زند، نبش شهید عضدی(آبان شمالی)، پلاک 76 طبقه دوم، شماره 212 .............................................. کانال تلگرام : https://telegram.me/IISAchannel شماره پیام رسان: 09398897655
پست الکترونیکی: iisa.centraloffice@gmail.com
کد پستی: 1597633141
مشاهده جزئیات

1393/12/21 - 12:25

متن سخنرانی* دکترداوود هرمیداس باوند در همایش "دیپلماسی نوین و سیاست خارجی ایران"

اشاره:

دیپلماسی در رویکرد سیاست خارجی ایران؛ آموزه های علمی و تجربه های عملی، عنوان سخنرانی استاد دکتر داوود هرمیداس باوند،استاد حقوق و روابط بین الملل و دیپلمات بازنشسته وزارت امور خارجه است که درهفتمین همایش سالیانه انجمن علمی-ایرانی روابط بین الملل ارائه شد. متن سخنرانی استاد دکتر باوند که ابعاد مختلف تغییرات و تحولات ساختار نظام بین الملل را با توجه به سیاست خارجی ایران در بر می گیرد، و در نهایت به ارائه راه حلی برای حل مسئله تکنولوژی هسته ای دردیپلماسی حاضرمی پردازد، تقدیم خوانندگان محترم می شود.

همایش" دیپلماسی نوین و سیاست خارجی ایران" روز دوشنبه 18 اسفند درسالن همایش های بین المللی دفتر مطالعاتی سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه برگزار شد.

*********************************

دیپلماسی عبارت است ازفن وهنرشناخت تحولات زمان، تشخیص صحیح این رویدادها و بهره برداری بهینه درجهت مصالح مردمی و ملی. فراترازآن، دیپلماسی به مفهوم فراهم آوردن جایگاه مطلوب درنظام بین الملل و مشارکت درتصمیم گیریهای منطقه ای وجهانی درعرصه های مختلف است.

همین بیان حاکی از این است که مشاهده کنیم واقعیت امروز جامعه بین المللی چیست؟

شاید، اگر به افزایش تابعان حقوق بین الملل توجه داشته باشیم، به دگرگونی، تحقق وگستردگی ابعاد تعاملات سیاسی و دیپلماسی پی خواهیم برد. درگذشته تعاریفی که ازدیپلماسی می شد و من هم بهره ای ازگفته بیسمارک گرفته ام؛ درواقع درآن زمان توجه فقط روی روابط بین دولت ها بود که مطرح می شد. ولی امروز این توجه فراتر رفته است و تعاریف سازمان های بین المللی و تا حدودی افراد را در برمی گیرد. به خصوص بعد ازایجاد اساسنامه دیوان کیفری بین المللی، به نقش افراد به عنوان تا حدودی تابعان حقوق بین الملل بیش از پیش پی خواهیم برد. ولی فراتر از این جنبه های نظری حقوقبین الملل، دوعنصرعملی در زمره تابعان حقوق بین الملل به خوبی مطرح شدند و حتی پیشنهاد شده است که به عنوان تابعان رسمی پذیرفته شوند. این دوعنصرعبارتند از:1- سازمان های بین المللی غیردولتی است یا همان جوامع مدنی سازمان یافتهکه نقش روزافزونی درتعاملات بین المللی ایفا می نمایند، 2- شرکت های فراملی که زیرنظر بازرسی معتبردیوان کیفری بین المللی هستند.

دیوان دادگستری بین المللی به دلیل نقش گسترده ای که شرکت های فراملی درعرصه های اقتصادی وتجاری دارند، پیشنهاد داده بود که چون می توانند فراتر از این عرصه ها دربسیاری از کشورهای جهان مبادرت به اعمال نفوذ سیاسی درجهت حفظ و توسعه منافعاشان بکنند، باید زیرنظر بازرسی معتبردیوان کیفری بین المللی قراربگیرند. شاید در پشت بسیاری ازکودتاهایی که درکشورهای جهان سوم مشاهده می شود، آن شرکت های چند ملیتی مانند شرکت های چند ملیتی نفت و ......وجود داشته باشند. حتی ما درجامعه خودمان این تجربه تاریخی را داشته ایم. ونقش جوامع مدنی سازمان یافته دررابطه باهمین است که دبیرکل سازمان ملل در یکی از گزارش های سالانه به مجمع عمومی  تاکید می کرد که امروز به دلیل پیچیدگی مسائل جهانی، دولت ها به تنهایی قادربه حل مسائل و معضلات پیش آمده نیستند. بلکه نیاز به همکاری سازمان های منطقه ای، بین المللی، جوامع مدنی سازمان یافته و بخش خصوصی فعال دارند. وقتی ما این عناصر را مشاهده می کنیم، همه به نحوی ازانحاء دردرون تعاملات بین المللی و حتی درتعاملات داخلی جوامع ذیربط و ذی مدخل وجود دارند. بنابراین یکی از نیت های دیپلماسی صحیح عبارت ازاین است که اگرجامعه ای دارای چنین فضایی باشد که این عناصربتواند نقش موثرخودشان را ایفاء بکنند- یعنی احزاب و جوامع مدنی سازمان یافته و ..... بتوانند درفرایند تصمیم گیری آن کشوریا آن جامعه اثرگذار باشند- سیاست خارجی هم می تواند بریک مبنای خردمندانه، صحیح و انعطاف پذیرشکل بگیرد. این یک جنبه مسئله است.

درمورد نکته دوم برمی گردیم به ارزش های جهانشمولی که دراین تعاملات بین المللی قویا مطرح می شود و می تواند سرلوحه سازمان های بین المللی باشد که درتعهدات بین المللی است؛ مانند کنوانسیون های قانون ساز به خصوص درعرصه های حقوق بشر در بین کشورهایی که به آن ملحق شده اند و به هرحال در زمره حقوق جهانی درآمده اند و نهادهای آن جامعه اعم از قوه مقننه، قوه قضاییه و قوه مجریه و سایر نهادهای دیگرملزم هستند تا در تصمیم گیریهای خود آن را رعایت کنند. این ارزش ها عبارتند ازمسئله آزادی، دموکراسی، حقوق بشر وحکومت قانون.

وآنچه امروز بحران منطقه خاورمیانه است، سرآغازش درزمان جورج بوش پسر، رئیس جمهور امریکا برای دگرگونی ساختارخاورمیانه درجهت دموکراسی سازی ایجاد شد که به نافرجامی هایی منتهی شد. ولی مشاهده می کنیم که  فرایند"بهارعربی" درایجاد این ارزش ها، به شکل دیگر تجلی پیدا کرده است. ولی این ارزش ها به عنوان رهنما و رهنمون خط مشی دولت ها درواقعیات نظام امروز بین المللی وجود دارد. بنابراین اگرجوامع کشورها را به دوراز این ارزش ها بشمارند و بر آن شوند که آنها را نادیده بگیرند، دیریا زود درگیر رویایی با ارزش هایی خواهند شد. پس دولت ها در نظام بین المللی امروزی نه تنها درامورسیاست داخلی شان، بلکه درسیاست خارجی شان هم گه گاهی با موانع، برخوردها و فرایندهای غیرمترقبه مواجه خواهند شد .

نکته دیگری که دراین واقع نگری باید مورد توجه قرار بگیرد، ساختارنظام بین المللی است. درهر حال با تمام تحولاتی که درتعاملات روابط بشری به وجود آمده است و درتصمیم گیری نهایی این عناصرتاثیر گذارهستند، ولی تصمیم گیری نهایی هنوز دردست دولت ها است. بنابراین ساختار نظام بین المللی بردوستون استواراست که عبارتند از:1- بنیان حقوقی مبتنی براصل برابری کشورها اعم از کشورهای کوچک و بزرگ است، 2- بنیان ژئوپلتیک به مفهوم سلسله مراتب قدرت است. واقعیت های جهان عبارت ازاین است که درسلسله مراتب قدرت ها، این قدرت های برترهستند که نقش تعیین کننده و تقسیم کننده نظام بین المللی را برعهده دارند.

با نگاهی گذرا به نظم نوین جهان پس ازجنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم و فروپاشی اتحاد جماهیرشوروی و پایان جنگ سرد، نظم نوین جهانی ساخته، پرداخته و زاییده نظرات قدرت های فاتح و یا قدرت های هژمون بوده است. پس ازپایان جنگ سرد که نظم نوین جهانی عرضه شد و مورد مخالفت قرارنگرفت والبته اختلافات سلیقه ای پدیدارشد، عبارت بود ازتغییرساختارنظام اقتصاد بین المللی، تقویت سازمان ملل متحد و تاکیدهرچه بیشتربرمسئله حقوق بشر، آزادی های اساسی،  مبارزه علیه تروریسم بین المللی و جلوگیری از گسترش سلاح های کشتارجمعی. سپس جنبه های نظامی به جنبه مدیریت بحران ها دراین مسائل تبدیل شد. بنابراین این مجموعه واقعیاتی است که ما با آن روبرو هستیم. سیاست خارجی یک کشور باید با توجه به این واقعیات وارزش ها شکل بگیرد و ترجمان خارجی پیدا کند.

و اما برمی گردیم دررابطه با سیاست خارجی ایران. شکی نیست که جمهوری اسلامی ایران دررابطه با سیاست خارجی اش، متصف به مبادی ارزشی یا ایدئولوژیک است. درگذر تاریخ سیاست خارجی اخیرایران، پیام ایدئولوژیک آن این بود که نظام موجود بین المللی یا نظم ونسق جهانی برگرفته از مسائل ومنافع قدرت های سلطه گر، استعمارگر و یا امپریالیسم است. بنابراین سیاست خارجی ایران نگرش تجدید نظرطلبانه برای تغییراین نظم و نسق موجود براساس عدالت وانصاف و واژه هایی این چنینی دارد. درگذر زمان، این حرکت به ارزش ها می تواند خیزش های عملی خودش را درپی داشته باشد. ولی منطق بین المللی هم آن ویژگی ها و اثرگذاری های خاص خودش را دارد. بنابراین پس از یک دوران تجربه و یک دوران آزمایش و آزمون، به تدریج به این مرحله می رسیم که راهی جز سازگاری با منطق نظام بین المللی نخواهیم داشت. پس اگر ما بخواهیم پایبند صرف جنبه های ارزشی باشیم، یا به خصوص ایدئولوژیک باشیم، اگراین ارزش ها فراملی باشد، یعنی خطابش فراتر از مسائل و منافع ملی باشد، درچنین شرایطی اگرچیزی به نام استمرار انقلاب مطرح بشود، من فکرمی کنم که این جامعه دچار یک خطای بزرگ خواهد شد. چون چیزی به عنوان استمرار انقلاب، تحول اساسی درساختار اقتصادی واجتماعی و بنیادی جامعه به وجود می آورد و فرایند بعدی آن فرایندی است که منطق دیگری می طلبد و اتفاقا آن منطق یک جریان تدریجی و اصلاح طلب است. براساس نظریه تروتسکی برای استمرار و رشد انقلاب، بشر معاصر در دوره انقلاب اتحاد جماهیر شوری و انقلاب فرهنگی چین، این استمرار انقلاب را تجربه کرده است که به نتایج نامطلوبی منتهی شد. بنابراین برای اینکه درسیاست خارجی منتفعشویم، می بایستی یک موازنه منصفانه بین منافع ملی و ارزش های انقلابی ایجاد شود. ولی اگر قرار باشد ارزش های انقلاب فراتر از مصالح و منافع ملی حرکت کند، به طورگریزناپذیر هرکشوری با نوعی نابسامانی و نارسایی هایی درسیاست خارجی خود مواجه خواهد شد. البته گذر زمان خود این تغییر و دگرگونی تدریجی را ظاهرا با عنوان تغییرات تاکتیکی و کم کم با عنوان تغییرات استراتژیک پذیرا می شود.

حالا در سیاست خارجی ایران، من به وضع امروز برمی گردم. در وضعی که امروز مواجه هستیم ، ما یک دوره 8 ساله را درسیاست خارجی داشتیم که سیاست خارجی ما مبتنی براستراتژی تهاجمی، مقاومتی و نگاه به شرق بود. نگاه به شرق یعنی نزدیکی بیشتر به روسیه، چین و هند؛ چه از لحاظ سیاسیو چه از لحاظ همکاری ها که البته هند ازهمان ابتدا خط مشی خود را جدا کرد. یک استراتژی تهاجمی، مقاومتی و نگاه به شرق پس از 8 سال با نافرجامی های ویژه ای روبرو شد. یعنی در عرصه های مختلفی، پیامدها وآثاری را از خود به جا گذاشت که نه تنها رهنما، رهنمون و ره گشایی در سیاست خارجی نشد، بلکه دو چندان مشکلاتی را برای سیاست خارجی کشور به وجود آورده است. امروز پس ازانتخابات ریاست جمهوری که انجام شد و 18 میلیون نفر از مردم ایران رای دادند و براساس آن نظراتی که در جریان انتخابات ارائه شده بود، سیاست تنش زدایی و گفت و گوهای سازنده برای حل مسائل و معضلات اساسی کشور با هر کسی، درهر زمان و درهر مکان را تایید و تصدیق کردند، در واقع گفتند که این خط مشی باید برای سیاست خارجی و حل و فصل معضلات جامعه ما باشد که اولویت آن تکنولوژی هسته ای است. پیامی که از سوی آرای مردم ایران به نظام بین الملل فرستاده شد، استقبال نسبی خودش را داشت. اگر خاطرتان باشد در زمان آقای خاتمی که مسئله تنش زدایی و گفت و گوی سازنده مطرح شد، استقبال بین المللی و منطقه ای مشاهده شد. در اینجا نمی خواهم بگویم این پیام اخیر هم همان قدرت و قوت آن پیام تنش زدایی دولت آقای خاتمی را داشت ولی در شرایط و مقتضیات روز، با ارائه این پیام ما با واکنش های نسبی مثبت خودش مواجه شدیم و نتیجه این شد که وارد یک گفت و گوی سازنده، در درجه اول برای مسئله تکنولوژی هسته ای بشویم.

یک دیپلماسی صحیح ایجاب می کند که در این خط مشیء که در پیش گرفته شده است، تمام نهادهای داخلی جامعه همسو و همراه بشوند با این ارزش ها و یا به اصطلاح هدف یا اهدافی که اعلام شده است وبنابراین ایجاب می کرد که یک استراتژی واحد درونی اتوماتیک وار به وجود بیاید. چون ما می دانیم، مشکلات و گفت وگوهایی که هست، درست است بر سر مسئله تکنولوژی هسته ای است، ولی این تکنولوژی هسته ای ارتباطات و ارزش های دیگری هم درقطعنامه های تحریمی یا مصوباتی که از سوی پارلمان اتحادیه اروپا و کنگره امریکا صادر شده است، دارد. برخی از آنها دارای شروطی است، مانند مسئله رعایت حقوق بشر وعدم حمایت از تروریسم بین المللی. یعنی این ارزش ها اگر در این روال آنچنانی که باید و شاید مطرح نشود، پیامد این بدون تردید مطرح خواهد شد.

 حال با آگاهی از دورنما یا چشم انداز این مسئله، اقتضاء می کند که یک استراتژی واحد ملی شکل بگیرد که هم به نفع اعتبار و اعتماد طرف مذاکره کننده ایرانی باشد، وهم تاحدودی خنثی کننده جنبه هایی باشد که دراین مصوبات است و بدون تردید در آینده نزدیک گریبان جامعه را خواهد گرفت یاحداقل این مصوبات را تعدیل خواهد کرد. ولی انتظار این بود که ازلحاظ داخلی زندانیان سیاسی آزاد بشوند، مطبوعات فضای بازتری پیدا کنند، فعالیت تا حدودی نسبی برای جوامع مدنی سازمان یافته ایجاد بشود تا هم خنثی کننده آن جنبه هایی باشدکه فعلا به صورت مستتر است ولی دیر یا زود فعال خواهد شد، و هم تقویت و قدرتی برای مذاکره کنندگان باشد ولی درعین حال نه تنها چنین نشد، بلکه ازسه قوه ای که وجود دارد، دو قوه مقننه و قوه قضاییه، و نهادهای دیگرنیز به نحوی از انحاء خط مشی متفاوتی را درپیش گرفتند.

بنابراین، با پشتوانه آنچنانی که باید و شاید، به اصطلاح بسیج مردمی در نهادهای مربوطه خودشان تجلی پیدا کنند، رخصت داده نشد تا شکل بگیرد. درهرحال پیشرفت هایی حاصل شده است و انتظار این است که درشرایط امروز منطق این پیشرفت های ابتدایی به نتایج قابل قبولی منتهی بشود. قاطعانه نمی گویم ولی تا حدودی به ظن غالب می توان اذعان کرد که با توجه به تحولات منطقه خاورمیانه و با در نظر گرفتن حد این معضل، هم به نفع منطقه خاورمیانه است، هم به نفع جهان و هم به نفع جامعه و کشورما است. پس اگر تا به حال کوتاهی شده است، انتظار این است که در این فاصله ای که در پیش است و بسیار هم مشکل خواهد بود، حمایت لازم چه عملی و چه لفظی انجام بگیرد تا دیپلماسی وقت ما بتواند به یک نتیجه قابل قبولی منتهی بشود.

 

* تدوین از: مریم مهدوی عضو انجمن ایرانی روابط بین الملل

 

منبع : تحریریه مجله الکترونیکی انجمن ایرانی روابط بین الملل
تعداد بازدید : 768
تاریخ انتشار : 1393/12/21 - 12:25
آخرین تاریخ بروزرسانی : 1393/12/21 - 12:25
دیدگاه ها
شاید مهم ترین انتظار پراگماتیک از یک نهاد علمی- پژوهشی آن است که بیش از آن که تماشاگر ‏موجودیت و سپری شدن عمر خود باشد، در بهره برداری از فرصت ها و خلق آثار و نتایج مثبت، ‏کیاست و کفایت به خرج دهد.‏
شاید مهم ترین انتظار پراگماتیک از یک نهاد علمی- پژوهشی آن است که بیش از آن که تماشاگر ‏موجودیت و سپری شدن عمر خود باشد، در بهره برداری از فرصت ها و خلق آثار و نتایج مثبت، ‏کیاست و کفایت به خرج دهد.‏