English
اطلاعات تماس
 
تلفن: 81032220 021 98+
نمابر: 81032200 021 98+
آدرس دبیرخانه: تهران: کریمخان زند، نبش شهید عضدی(آبان شمالی)، پلاک 76 طبقه دوم، شماره 212 .............................................. کانال تلگرام : https://telegram.me/IISAchannel شماره پیام رسان: 09398897655
پست الکترونیکی: iisa.centraloffice@gmail.com
کد پستی: 1597633141
مشاهده جزئیات

1392/12/17 - 9:28

 

محمود فاضلی بیرجندی* 

 

اشاره:

صحبت دراطراف تحولات اوکراين اين روزها بسيار است. شماري معتقدند که سرنگوني حکومت هوادار روسيه درمنطقه‌اي که حوزه نفوذ سنتي مسکو محسوب مي‌شود،بخش ديگري از استراتژي نفوذ به شرق آمريکا ومتحدانش است وبرخي ديگربراين باورند که جامعه اوکراين ازسال ها قبل آبستن تحولاتي بوده که امروزبه بارنشسته است.موضوع احتمال تجزيه اوکراين نيزبا اوج گيري بحران، تشديد خشونت ها وسقوط «الکساندر يانوکوويچ» رييس جمهوري اين کشور، دوباره به محافل سياسي بين المللي بازگشته است. «الکساندر موتيل» که در دانشگاه «راتگرز» امريکا تدريس مي‌کند و متخصص مسائل اوکراين است، به تازگي در مقاله‌اي اين نظريه ر ا به جد مطرح کرد که اوکراين اگر تجزيه شود، بهترين راه ممکن را طي کرده است. به اين بهانه، گزارشگر نشريه «آتلانتيک» با اين استاد علوم سياسي گفتگويي داشت که برگردان آن در پي ازنظرخوانندگان گرامي مي‌گذرد‌.

***

* (
نشريه آتلانتيک) : در مقاله بحث انگيزي که اخيرا منتشر کرديد، اين نظريه متفاوت را پيش کشيديد که تجزيه، بهترين راه حل بحران اوکراين است. اين نظريه را قدري توضيح مي دهيد؟

** (الکساندر موتيل) : من نگفته ام که اوکراين حتما بايستي تجزيه شود. حرف من اين است که اگر تجزيه، يا چيزي شبيه به همين معاني صورت بگيرد و مخصوصا سه استان دردسر ساز که دو استان آنها در شرق «دانوب» واقع است وحتي «کريمه» از اوکراين جدا شود، حال و روز اوکراين خوب مي‌شود. معناي اين طرح اين نيست که اوکراين مسائلي مخصوص به خودش دارد که آن را مستحق تجزيه مي کند. در مقاله من اين نکته توضيح داده شده که هر کشوري در دنيا داراي افتراقاتي در درون خودش هست. افتراق بين شمال و جنوب و شرق و غرب و امثال اينها. پس با اين حساب اگر در اوکراين دعوايي بين شرق و غرب آن کشور بر پاست، چيزي غير معمولي در کار نيست .اما دراوکراين مساله اين است که رود دانوب يک سياهچاله اقتصادي است. جايي است که منابع اوکراين را به خود مي کِشد و تحليل مي برد و مسکن و ماواي عقب مانده ترين مردمان آن کشور است. علت هم اين نيست که اين عده از اهالي اوکراين روس هستند يا به زبان روسي تکلم مي کنند، بلکه به آن علت است که اين عده از اهالي اوکراين، معادل مردمان قديم جنوب امريکا هستند که طرفدار نژاد پرستي بودند و علت ديگر اين است که مرکزيت استقرار و فعاليت هاي حزب «نواحي»و حزب کمونيست در همان بخش از اوکراين است که ناحيه دانوب باشد.پس اگر کسي در عالم خيال، اوکراين را بدون اين دو يا سه استانش تصور کند، اقتصاد کشور را مي بيند که خود به خود راه افتاده است، سياست خود به خود راه افتاده است، اوکراين خود به خود مملکتي دموکراتيک،ثروتمند،مرفه و با ثبات شده است. به عقيده من، اين که طرفداران حزب «نواحي» ، رژيم يانوکوويچ يا رهبران محلي آنها (حالا بگوييم به جز کريمه) يکسر تهديد مي کنند که در پي جدايي از اوکراين هستند، واقع امر اين است که چنين کاري نخواهند کرد.

*
چرا چنين کاري نخواهند کرد؟

** چون آنها مي دانند و من هم مي دانم که ناحيه دانوب اگر مستقل يا نيمه مستقل شود، جهنم خواهد شد. واويلايي در اقتصاد رخ خواهد داد. آنجا ناحيه زنگار گرفته اي است که فقط به اتکاي شهر «کي يف» پايتخت و با اخذ مخارجش از کي يف، سر پا مانده است. اين را هم چماق کرده اند. پس ببينيد که حرف من حرف ساده اي است که دانوبي ها هر وقت زورشان برسد و به صرافت بيفتند، اين مساله را چماق مي کنند. خوب است که دموکرات ها هم به ايشان جواب بدهند که: مي خواهيد از اوکراين جدا شويد؟ بسيار خوب، برويد جدا شويد تا ببينيم که يکي از کشورهاي جهان سومي مي شويد يا نه! من حتم دارم که اينها اگر چنين روزي پيش بيايد، از اوکراين جدا نخواهند شد.

*
مگر بيشتر صنايع و قسمت اعظم سرمايه هاي اوکراين در ناحيه دانوب مستقر نيست؟

** در اين باره تحقيقي شده که جالب است. اين تحقيق در مقاله من منتشر شد و مي توانيد درست ببينيد که پول و سرمايه براي تحقق بودجه در اوکراين،از چه استان‌هايي به دست مي آيد و چه استان‌هايي فقط پول‌ها را مصرف مي کنند. اين تحقيق را اقتصاددانان مستقلي کرده اند که گرايشي به هيچيک از طرفين دعوا در اوکراين نداشته‌اند. در اين تحقيق که با آمار و ارقام همراه است، مي بينيد که استان هاي ناحيه دانوب، سرمايه کشور را مصرف مي کنند و آورده اي ندارند.اين تحقيق البته بر خلاف ادعاي مردم ساکن اين ناحيه است که در روزگار شوروي‌ها مي‌گفتند ما مي‌توانيم شکم همه مردمان کشور اتحاد شوروي را سير کنيم. اين ادعاها پايه‌اي ندارد. دولت اوکراين به اهالي اين ناحيه يارانه مي دهد. دولت اوکراين به خيلي از استان هاي غربي خود هم يارانه مي دهد، اما يارانه اي که به آن نواحي مي دهد، درمقام مقايسه، کمتر است.مساله ديگري هم هست که نبايد از نظر دور بماند. درست است که ناحيه دانوب پر است از مراکز صنعتي که بيشتر آن هم مراکزي است که در دنيا نام و اعتباري دارند، اما آن صنايع هم زنگار گرفته است. راستش را بخواهيد، خيلي از آن مراکز صنعتي بايد تعطيل شوند. چون سودآور نيستند و به سودآوري هم نخواهند رسيد، مگر آن که کسي پيدا شود و ميلياردها دلار براي نوسازي آنها خرج کند. چنين پولي هم در عالم واقع تا به حال پيدا نشده است.

*
شما مي گوييد که موضوع جدايي خواهي نمايندگان و وزيران «نواحي» طرفدار روسيه، لافزني است. اما بگذاريد ببينيم که روسيه خوشش نمي آيد که مثلا کريمه را تصاحب کند؟ يا مثلا اکثر اهالي کريمه دوست ندارند که به دامان روسيه بازگردند؟

** اين استثنا بر قاعده است. بله در کريمه، بيشتر مردم احساس مي کنند که وطن شان بخشي از خاک روسيه است، خود را جدا مي خواهند و مي گويند که هرگز جزو اوکراين نبوده اند. اهالي کريمه مردماني شديدا ملي گرا وحتي شايد بتوان آنها را مردماني خواند که در ملي گرايي افراط کارند. ترديدي هم نيست که مردماني هستند دوراز بردباري.کريمه اي ها سخت طرفدار بازگشت به دامان روسيه هستند. بيشترشان اعضاي حزب «نواحي» و کمونيست هستند. پوتين اگر با هدف آزاد سازي کريمه وارد آنجا شود،مي تواند اعلام کند که براي الحاق پاره هايي از کشورش آمده که در زمان اتحاد شوروي جزوآن کشور بودند .من مي گويم اين جا مساله ، مساله محلي نيست. احزاب و مردم محلي، همه بي ترديد در پي اين هستند، اما به عقيده من، مشکل اصلي، ولاديمير پوتين، رييس جمهوري روسيه‌، است. ايشان بايد سئوال راهبردي خيلي مهمي از خودش بکند. براي پوتين، جذب کريمه مانند بريدن يک تکه کيک است. نيازي به لشکرکشي هم ندارد، زيرا لشکريان روسيه در «سواستوپول» در ناوگان مستقر در درياي سياه حاضر و آماده هستند. تنها کاري که بايد بکنند اين است که از پايگاه خودشان بيرون بروند و استقلال کريمه را اعلام کنند. تکه کيک بريده مي شود، اما هر گاه دست به چنين کاري بزنند، پوتين در برابر همسايگان غير روسي، گرفتاري بدي پيدا مي کند. يعني اگر پوتين براي اعلام استقلال کريمه ازاوکراين، يا انضمام آن به خاک روسيه به آنجا برود، اين طور تعبير خواهد شد که روسيه اين حق را دارد که سرزمين هاي روس نشيني را که در قلمرو شوروي بوده، به خاک خود ملحق کند. اين يعني که همه اين قبيل سرزمين ها، همواره در معرض خطر الحاق به فدراسيون روسيه هستند.

معناي ديگرش اين است که هر چه در راه گردآوردن جمهوري هاي غير روسي شوروي به دور خودش، در قالب اتحاديه کشورهاي اوراسيايي و ديگر پيمان‌هاي منطقه اي کوشيده، همه به باد مي رود. در چنين شرايطي، بلاروس و قزاقستان در صف نخست خروج ازاتحاد قرار مي گيرند. پوتين بايد از خود بپرسد: آيا ارزش کريمه آن قدر هست که اتحاديه اوراسيا را خراب کنم؟

* دراوکراين مردم شرق و غرب کشور از نظر نژادي و سياسي چندان متمايز نيستند. حال اگر تجزيه اي رخ داد، مشکل دور افتادگي اينها صورت نخواهد گرفت؟ يعني اگراوکرايني هايي که طرفدار غرب هستند در شرق گرفتار شوند و اوکرايني هايي که جانب روسيه را دارند در سمت غرب بمانند ؟

** ابدا. مساله اين طور ساده و روشن نيست. در شرق و جنوب کشور اوکراين عده زيادي از نژاد اوکرايني به سر مي‌برند که به زبان اوکرايني سخن مي‌گويند. عده زيادي هم اوکرايني‌هاي ملي‌گرا هستند که به زبان روسي سخن مي‌گويند و فرهنگ روسي را مايه تفاخر مي‌شمارند. با اين وصف، همه طرفداران دولت و ملت اوکراين هستند. اينها از قضا در جنوب شرقي کشور هم به سر مي‌برند. در باقي بخش‌هاي کشور هم روس‌ها را داريم. اين ترکيب نامتجانس و درهم برهم،کار را دشوار مي کند. يکي از ادله اي که مردم در مخالفت با تجزيه ناحيه دانوب ابراز مي دارند،اين است که مي‌گويند در صورت وقوع چنان امري، عده زيادي هستند که حاضر به ترک مسکن و ماواي خودشان نخواهند شد. اينها کساني هستند که در خارج از مراکز بزرگ صنعتي به سر مي‌برند. با اين تفاصيل،بيشتر شهرستاني ها يا ساکنان شهرهاي کوچک،دربست اوکرايني هستند. با اينهامي خواهيد چه کنيد؟منظورم اين است که مردم اوکراين چنان که شما مي‌گوييد، به دو بخش عمده تقسيم نمي‌شوند. قضيه خيلي غامض است.

*
بحران اوکراين دامنه مي گيرد و مستمرا به خشونت مي گرايد. به عقيده شمااين کشور به طرف تجزيه در حرکت است؟

** خير. واقع امر چنين نيست. حکومت«يانوکوويچ» سقوط کرد. او با مبادرت به سرکوب مردم، گواهي فوت سياسي خودش را صادر کرد. مسلما اوکراين روزهاي دشواري پيش رو خواهد داشت، اما براي سخن گفتن ازپديده اي مانند تجزيه ، هنوزبه زمان بيشتري نياز داريم.

 

* به نقل از روزنامه اطلاعات/ شماره  25823 /يكشنبه 11 اسفند 1392  

منبع : تحریریه مجله الکترونیکی انجمن ایرانی روابط بین الملل
تعداد بازدید : 986
تاریخ انتشار : 1392/12/17 - 9:28
آخرین تاریخ بروزرسانی : 1392/12/17 - 9:28
دیدگاه ها
شاید مهم ترین انتظار پراگماتیک از یک نهاد علمی- پژوهشی آن است که بیش از آن که تماشاگر ‏موجودیت و سپری شدن عمر خود باشد، در بهره برداری از فرصت ها و خلق آثار و نتایج مثبت، ‏کیاست و کفایت به خرج دهد.‏
شاید مهم ترین انتظار پراگماتیک از یک نهاد علمی- پژوهشی آن است که بیش از آن که تماشاگر ‏موجودیت و سپری شدن عمر خود باشد، در بهره برداری از فرصت ها و خلق آثار و نتایج مثبت، ‏کیاست و کفایت به خرج دهد.‏