English
اطلاعات تماس
 
تلفن: 81032220 021 98+
نمابر: 81032200 021 98+
آدرس دبیرخانه: تهران: کریمخان زند، نبش شهید عضدی(آبان شمالی)، پلاک 76 طبقه دوم، شماره 212 .............................................. کانال تلگرام : https://telegram.me/IISAchannel شماره پیام رسان: 09398897655
پست الکترونیکی: iisa.centraloffice@gmail.com
کد پستی: 1597633141
مشاهده جزئیات

1394/03/12 - 12:6

 


سجاد بهرامی*

 

سیستم بین المللی یک سیستم انارشیک است. آنارشی یک اصل نظم دهنده است. آنارشیک بودن سیستم بین المللی بدین معناست که هیچ اقتدار مرکزی مشروعی در عرصه بین المللی وجود ندارد یا به بیانی یک حاکمیت جهانی وجود ندارد که بر دولت ها ، حکمرانی کند. در چنین سیستمی هر دولتی ناگزیر از انباشت قدرت به منظور دفاع از امنیت ملی خویش است. برای دولت ها حیات در سیستمی که هیچ اقتدار مرکزی مشروعی در آن حکمران نیست همواره با مخاطرات احتمالی بیرونی مواجه است.در سیستم انارشیک حفاظت از بقا نیازمند در قواعد دقیق بازی است. در چنین سیستمی انارشیک چگونه دولت ها می توانند نسبت به بقای خود خاطر جمع شوند؟ تنها راه حفاظت از خود در سیستم بین المللی تولید و انباشت قدرت است. یک دولت قدرتمند به مراتب بیش از یک دولت ضعیف توان دفاع از امنیت ملی خود را خواهد داشت.درسیستم بین المللی هیچ حاکمیت جهانی ، در نتیجه هیچ دادگاه و داور بی طرفی که بر قرارداد های بین المللی نظارت نماید وجود ندارد . حیات در چنین جهانی پیوسته با مخاطرات بیرونی روبروست. لذا دولت ها برای حفاظت از خویش در برابر مخاطرات احتمالی بیرونی می بایست  قدرتمند شوند تا بتوانند نسبت به بقای خویش خاطر جمع شوند.ثقل قدرت در جهان در طول دو قرن گذشته جابجا شده است. در طول دو سده گذشته یک انتقال بزرگ در نظام بین المللی رخ داده است که دولت های غربی را به قدرتمندترین دولت ها در نظام بین المللی تبدیل کرده است. در 1500 میلادی که جهان گشایی اروپایی ها با دسترسی به سرزمین های ایالات متحده و اقیانوس هند آغاز شد. جوامع آسیایی به مراتب قدرتمند ترین جوامع گیتی بودند. در سال 1750 کل تولید ناخالص جهان حدود 147 میلیارد دلار برآورد شده است که حدود 112 میلیارد دلار آن متعلق به جوامعی بود که بعدها جهان سوم خوانده شدند. درسال 1800 میلادی مجموع تولید ناخالص جهان حدود 186 میلیارد دلار برآورد شده است که تنها 47 میلیارد دلار آن متعلق به جوامعی بود که بعدها جوامع توسعه یافته خوانده شدند. این ارقام گرچه بر ارزیابی های دقیق امروزی استوار نیستند . دست کم نمایانگر چشم انداز جهان تا سده 1800 میلادی اند. در طول 18 قرن از بیست قرن گذشته تولید ناخالص چین بعنوان یک جامعه آسیایی از هر جامعه اروپایی بیشتر بوده است. تا سال 1820 سهم چین از تولید ناخالص جهانی بیش از سی درصد بود. رقمی که از مجموع تولید ناخالص اروپای شرقی و غربی و سرزمین ایالات متحده بیشتر بود. در اواخر قرن هجدهم تولید ناخالص چین هفت برابر تولید ناخالص انگلستان بود.  بوزان بر این باور است که در 1700 میلادی قدرت های آسیایی حدود 61 درصد از تولید ناخالص جهان را در اختیار داشتند. در سال 1913 اروپایی ها 68 درصد از تولید ناخالص جهان را به خود تخصیص دادند. این دگرگونی ها پایه یک انتقال بزرگ در مرکز ثقل قدرت در جهان شدند. انقلاب صنعتی که از انگلستان آغاز شده بود در طول قرن هجدهم بطور فزاینده ای بر سهم بریتانیا از تولید ناخالص جهان افزود تا جایی که در 1890 انگلستان به تنهایی 20 درصد از تولید ناخالص صنعتی جهان را داشت و در سال 1900 نیز حدود یک چهارم انرژی سوختی جهان را تولید می کرد. پس از انقلاب صنعتی که ابتدا از انگلستان آغاز شد و سپس به دیگر جوامع اروپایی گسترش یافت سهم اروپایی ها و سپس ایالات متحده و ژاپن از تولید ناخالص جهانی افزایش یافت به گونه ای که تنها در فاصله یک سده از 1800 میلادی تا 1900 به ترتیب سهم چین و هند از تولید ناخالص جهان از 33 ./.و 20./.  به 6./. و 2./.  کاهش یافت.  از هنگامی که انقلاب صنعتی از سرزمین های شمال غربی اروپا آغاز شد سهم دولت ها از میزان تولید ناخالص جهانی نقشی تعین کننده در جایگاهشان در نظام بین المللی داشته است. در سیستم انارشیک بین المللی دولت هایی که قدرتمند ترند ، توانایی بیشتری برای تاثیر گذاری بر محیط بین المللی خواهند داشت. یکی از اساسی ترین پایه های قدرت دولت ها سهم آنها از مجموع تولید ناخالص جهانی است. در اواخر قرن نوزدهم هنگامی که بریتانیا یک چهارم تولید ناخالص جهان را داشت به تاثیر گذارترین دولت گیتی تبدیل شده بود.هنگامی که در پی دو جنگ جهانی اول و دوم انگلستان سهمش را از تولید ناخالص جهانی از دست داد. جایگاه جهانی اش نیز از دست رفت. سپس ایالات متحده که در میانه قرن بیستم بیش از 43 درصد تولید ناخالص جهانی را داشت به تاثیر گذارترین دولت گیتی تبدیل شد. سهم دولت ها از تولید ناخالص جهانی بر توازن قوا و در نتیجه بر امنیت ملی شان تاثیر گذار است. هر دولتی به میزان قدرتی که در سیستم بین المللی دارد می تواند بر امور بین المللی تاثیر گذار باشد . امنیت ملی دولت ها تحت تاثیر توازن قواست.  جورج کنان در خصوص امنیت ملی ایالات متحده یاد آور می شود که امنیت امریکا در قرن نوزدهم و بیستم به توازن قوا در اروپا وابسته شده بود گرچه غالب امریکایی ها چنین واقعیتی را درک نمی کردند. برای ایالات متحده وضعیت ایده ال این بود که یک توازن قوای چند قطبی در اروپا در جریان باشد به گونه ای که هیچ دولتی نتواند بر اروپا مسلط شود. برای امریکا خطر بزرگ آن بود که یک قدرت واحد بر اروپا سلطه یابد.بر این اساس در طی دوجنگ اول و دوم که بریتانیا از حفاظت از توازن قوای اروپایی باز ماند ایالات متحده به یاری انگلستان شتافت.بعلاوه قدرت دولت ها همانگونه که سهمشان از تولید صنعتی جهان تغیر می کند، دگرگون می شود. شوروی که در طول جنگ جهانی دوم یارای ایستادگی در برابر آلمان را نداشت در پی ویرانی اروپا در طول جنگ آنچنان قدرت مند شده بود که انگلستان و متحدین اروپایی اش پس از 1945 توانایی مهار آنر ا نداشتند. در نتیجه ایالات متحده برای مهار شوروی قویا به حمایت از متحدین اروپایی اش پرداخت. و یا در منطقه آسیا – پاسیفیک در سال 1905 ژاپن روسیه را شکست داد پنجاه سال پس از آن شوروی آنچنان قدرتمند بود که بی تردید ژاپن تنها با مساعدت ایالات متحده بود که می توانست از امنیت ملی خود در برابر تعرضات احتمالی مسکو حفاظت نماید. در جهان کنونی  دولت ها به همان میزان که قدرتمند هستند می توانند نسبت به امنیت ملی خود خاطر جمع شوند و یکی از اساسی ترین پایه های قدرت دولت ها سهم شان از تولید ناخالص جهانی است. ایالات متحده هم اکنون به پشتوانه سالیانه بیش از 14 تریلیون دلار تولید ناخالص ملی است که به پر نفوذ ترین دولت گیتی تیدیل شده است.چین نیز از اواخر دهه 1970 سیاست توسعه اقتصادی را در پیش گرفته است به گونه ای که در سی سال گذشته سهم چین از حدود یک درصد به 8 درصد از تولید ناخالص جهانی افزایش یافته است. عرصه بین المللی عرصه کشمکش های بزرگ است و توان اقتصادی دولت ها یک عامل تعین کننده در کشمکش های بزرگ است. موفقیت های نظامی در سیستمی که همواره امکان جنگ در آن باقی است.نیاز مند یک گستره وسیع از موفقیت های اقتصادی است. در جهان کنونی توسعه اقتصادی می تواند به مثابه یک راهبرد ریالیستی برای افزایش قدرت ملی و در نهایت بالا بردن ضریب امنیت ملی در سیستم انارشیک بین المللی در دستور کار قرار داده شود.

 

* دانشجوی دکتر روابط بین الملل

 

منبع : تحریریه مجله الکترونیکی انجمن ایرانی روابط بین الملل
تعداد بازدید : 1136
تاریخ انتشار : 1394/03/12 - 12:6
آخرین تاریخ بروزرسانی : 1394/03/12 - 12:6
دیدگاه ها
شاید مهم ترین انتظار پراگماتیک از یک نهاد علمی- پژوهشی آن است که بیش از آن که تماشاگر ‏موجودیت و سپری شدن عمر خود باشد، در بهره برداری از فرصت ها و خلق آثار و نتایج مثبت، ‏کیاست و کفایت به خرج دهد.‏
شاید مهم ترین انتظار پراگماتیک از یک نهاد علمی- پژوهشی آن است که بیش از آن که تماشاگر ‏موجودیت و سپری شدن عمر خود باشد، در بهره برداری از فرصت ها و خلق آثار و نتایج مثبت، ‏کیاست و کفایت به خرج دهد.‏