English
اطلاعات تماس
 
تلفن: 81032220 021 98+
نمابر: 81032200 021 98+
آدرس دبیرخانه: تهران: کریمخان زند، نبش شهید عضدی(آبان شمالی)، پلاک 76 طبقه دوم، شماره 212 .............................................. کانال تلگرام : https://telegram.me/IISAchannel شماره پیام رسان: 09398897655
پست الکترونیکی: iisa.centraloffice@gmail.com
کد پستی: 1597633141
مشاهده جزئیات

1392/12/02 - 11:37

* مهدی زیبایی

 

علی­رغم گذشت مدت زمان اندکی از ورود مبحث مطالعات بین­رشته­ای به حوزه سیاست، رشته­های روابط بین­الملل و جامعه ­شناسی از سابقه ی همکاری  طولانی برخوردارند. بدون شک ظهور و محبوبیت سازه­انگاری اجتماعی و نظریه انتقادی در عرصه روابط بین­الملل موجب شده که در طول ربع قرن اخیر تاثیر جامعه ­شناسی بر روابط بین ­الملل افزایش یابد. در آخرین موج ارتباطات بین­رشته­ای، مفاهیم جامعه­ شناسی مرتبط با نظریات ریسک جایگاه قابل ملاحظه­ ای را در آثار اندک و در حال رشد گروهی از پژوهشگران روابط بین­الملل به خود اختصاص داده­اند. البته ورود مبحث ریسک به حوزه روابط بین­ الملل پدیده­ای کاملاً بدیع و شگفت­ انگیز نیست چرا که بیش از دو دهه از زمان استفاده از مدیریت ریسک به عنوان الگوی سیاست پیشرو در حوزه­های مختلف (نظیر مقابله با تروریسم، تنظیم امور مالی و بهداشت عمومی توسط حکومت­ها و سازمان­های بین­المللی) می­گذرد. در این ارتباط یک نمونه نسبتاً جدید چهارچوب استراتژی هسته­ای  ایالات متحده در سال 2010 می­باشد که برخلاف برنامه­های پیشین این کشور (در زمان جنگ سرد)، کمتر بر مقابله با تهدیدات استراتژیک دولت­های دارای ذخایر هسته­ای بزرگ تمرکز دارد و بیشتر به مدیریت ریسک ناشی از حملات تروریسم هسته ­ای پرداخته است. در چهارچوب مدیریت ریسک، استراتژی­های هسته­ای دیگر به دنبال بهبود شرایط مقابله با تهدیدات هسته ­ای سایر دولت­ها نیست بلکه هدف آن محدود­سازی جابجایی فیزیکی، تکنولوژیکی و انسانیست که می­تواند بطور بالقوه سازمان­های تروریستی یا دولت­ های غیر قابل اعتماد را به تسلیحات اتمی مجهز کند. به عبارت دیگر مدیریت ریسک بدنبال استقرار دامنه­ گسترده­ای از نظام­ه ای موازنه در داخل کشورها و در سطح بین­ الملل می­باشد.

واژه ریسک برای بانکداران، متخصصان امور مالی و بیمه ­گذاران مفهومی شناخته شده ­است. به طور قطع مدیریت ریسک با شناخت خطرات بالقوه–ریسک –از طریق محاسبات آماری و مدل­سازی ریاضی باعث بهبود و ارتقاء وضعیت صنایع مذکور به شرایط کنونی آنها شده است. لیکن این نکته بایستی مورد توجه قرار گیرد که بحران مالی اخیر (2008) به طور آشکار مبین آن بود که مدیریت ریسک مالی را نمی­توان در زمره علوم به حساب آورد. زیرا این رشته هرگز قادر به پیش­بینی و ارائه راه کارهای مناسب برای حل بحران مذکور نبود. در این رابطه رشته روابط بین­ الملل نیز فاقد چهارچوب­ های نظام­ مند در خصوص چگونگی استفاده از شیوه­های مدیریت و ارزیابی تکنیکی ریسک در حوزه تجارت بین ­الملل و همچنین موضوعات امنیت بین­ المللی می­باشد.

بررسی ریسک از منظر جامعه­ شناسی تا اندازه­ای از رشته روابط بین­ الملل متفاوت است. در مطالعات جامعه­ شناختی دغدغه کمتری برای اصلاح رویه مدیریت و ارزیابی ریسک نسبت به بررسی تاثیر ریسک در شکل دهی به چنین فعالیت­ هایی وجود دارد. هسته­ اصلی فرضیه "نوسازی انعکاسی"اولریچ بک (Ulrich Beck) و آنتونی گیدنز (Anthony Giddens) بر این پایه استوار است که افزایش سطوح پیشرفت اقتصادی، صنعتی­ سازی و موج جهانی­سازی اخیر نوع جدیدی از ریسک بدون مرز را بوجود آورده است. وقوع ریسک­های بدون مرز محتمل و فاجعه­ آمیز است و محدود به مرزه ای ملی یا چهارچوب­های زمانی قابل سنجش نیست. اما این دسته از ریسک­ها بطور آشکار شیوه­ های موجود مدیریت ریسک فردی و جمعی متکی بر تحلیل آماری و همچنین جبران مالی ریسک­های یاد شده را به چالش می­کشند. این وضعیت ناشی از ناشناخته بودن نتایج ریسک­های بدون مرز است. ریسک­های بدون مرز بنا بر عقیده گیدنز و بک صرفاً ریشه در پیشرفت تکنولوژی و صنعتی­ سازی ندارند. این مجموعه حاوی دامنه گسترده­ای از موضوعات شامل امراض مسری و حتی تروریسم فراملی مرتبط با گروه­هایی چون القاعده است.

با این حال که بک و گیدنز خود را واقع­­گرای انتقادی[1] (critical realism) می­خوانند اما ایشان معتقدند که ریسک­ها بیش از آن که برساخته اجتماعی باشند پدیده­ هایی واقعی محسوب می­گردند(این واقع­گرایی نباید با معنای متعارف واقع­گرایی در رشته روابط بین­الملل خلط گردد). نکته اصلی در چهارچوب کاری آنها اندیشه "بازتاب­پذیری" است. آنها معتقدند وقتی افراد از موجودیت ریسک ­های جدید بدون مرز آگاه شوند جامعه و سیاست بطور شگرف تغییر می­یابد. به عبارت دیگر حالت­های جدیدی از تفکر بازتابی ظهور می­کند که هدفش شناسایی مستمر ریسک بالقوه و دخالت به هنگام برای تغییر نتایج مصیبت­بار آن است. در این راستا بک و گیدنز معتقدند که بازتاب­پذیری اواخر دوران مدرن بخشی از ساختارهای تثبیت شده جامعه صنعتی مدرن را متاثر می­سازد. زیرا ریسک­های بدون مرز توجهی به مرزهای ملی، قومی و تقسیمات طبقاتی ندارند و دسته­ بندی­های مذکور برای آنها بی­ معناست. بک بر این باور است  است که با توجه به ظهور و جامعیت ریسک­ های جدید، در پژوهش­های علمی- اجتماعی باید از روش­شناسی مبتنی بر باورهای ملی جلوگیری گردد. زیرا در این سبک از پژوهش دولت-ملت واحد طبیعی تحلیل محسوب می­گردد.

با پذیرش دیدگاه بک مطالعه و نگرش به رشته روابط بین ­الملل بطور اساسی دگرگون خواهد شد. اما چنانچه دیدگاه بک را مردود بدانیم جایگاه کنونی فعالیت­های مدیریت ریسک برای حکومت­ها و سازمان­های بین­المللی باعث می­گردد که تاثیر ریسک و مدیریت ریسک بر حکومت و جریان سیاست جهانی مورد توجه قرار گیرد. با این حال همانگونه که ویلیام کلاپتون (William Clapton) نیز به این نکته اشاره دارد تاکنون اقدام اندکی برای ارزیابی نقش ریسک و مدیریت ریسک در کارکرد سیاست بین­الملل صورت گرفته است. کلاپتون موضوعاتی نظیر جهانی­ سازی، استراتژی و راهکارهای مقابله با تروریسم و اساساً موضوعات مرتبط با ریسک در روابط بین­الملل را بررسی می­کند. وی معتقد است در حالی که این بررسی­ها در برداشت ما از حوزه­های مذکور تاثیرات شگرفی دارد، اما تفاوت دیدگاه­هایهستی­شناختی بین موضوعات یاد شده مانع توسعه مدیریت ریسک در رشته روابط بین­ الملل گردیده است. به عبارت دیگر طرفداران دیدگاه بک و گیدنز ریسک­ها را واقعی می­بینند و حامیان دیدگاه مری داگلاس (Mary Douglas) و میشل فوکو (Michel Foucault) ریسک­ها را سازه­ای اجتماعی و یا به عنوان فن­آوری­های حکومت می­شناسند. به گفته کلاپتون نیاز به بررسی ممتد شرایطی که زمینه را برای مقابله با ریسکی­سازی[2] و همچنین عوامل اثر گذار بر شکل دولت، روابط درون دولتی و ارتباط بین دولت­ها و بازیگران غیر دولتی فراهم می­آورد، محسوس است. در این میان پرسش اصلی آن است: آیا ارتباط مفاهیم جامعه­ شناسی و نظریات مرتبط با ریسک در روابط بین­ الملل موجب افزایش برداشت ما از سیاست جهانی معاصر خواهد شد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ به چه شیوه­ای و چطور این تحقیق باید اجرا و تداوم یابد.

 

 


* دانشجوی دکتری روابط بین الملل

1-  واقع­گرایی انتقادی، یک جریان شناخت شناسی محسوب می گردد که  در مواجهه با رئالیسم تجربی( به طور غالب رویکرد هیومی) و ایده آلیسم استعلایی( به طور غالب رویکرد کانتی) در حوزه مطالعات طبیعی و عینیت گرایی خام و نسبی گرایی رادیکال در حوزه مطالعات اجتماعی و به مثابه نحله ای ای نوظهور از دهه هفتاد میلادی مطرح شد و هم اکنون به مانند یک پارادایم و جریان منبسط شناخت شناسی، حوزه های مختلف علوم طبیعی و علوم انسانی- اجتماعی را درنوردیده و به یک جریان رقیب مبدل شده است.

2-      فرآیندی که بواسطه آن موضوعات خاص ریسکی دیده می­شوند(Riskization).

منبع : تحریریه مجله اینترنتی انجمن ایرانی روابط بین الملل
تعداد بازدید : 1501
تاریخ انتشار : 1392/12/02 - 11:37
آخرین تاریخ بروزرسانی : 1392/12/02 - 11:37
دیدگاه ها
شاید مهم ترین انتظار پراگماتیک از یک نهاد علمی- پژوهشی آن است که بیش از آن که تماشاگر ‏موجودیت و سپری شدن عمر خود باشد، در بهره برداری از فرصت ها و خلق آثار و نتایج مثبت، ‏کیاست و کفایت به خرج دهد.‏
شاید مهم ترین انتظار پراگماتیک از یک نهاد علمی- پژوهشی آن است که بیش از آن که تماشاگر ‏موجودیت و سپری شدن عمر خود باشد، در بهره برداری از فرصت ها و خلق آثار و نتایج مثبت، ‏کیاست و کفایت به خرج دهد.‏